خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد هجران و عشق ناکام است. شاعر از جادوی چشمان معشوق، سختیهای دوری، و ناامیدی از وصال میگوید. همچنین، اشارهای به طعنههای دیگران و تنهایی خود در این راه دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، درد هجران و مفاهیم شاعرانهای است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارد.
شماره ۱۸ - شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را
شکل دل بردن که تو داری نباشد دلبری را
خواب بندی های چشمت کم بود جادوگری را ۱
چون ز هجران شد زحل در طالعم کی بوسم آن پا
این سعادت دست ندهد جز مبارک اختری را ۲
زین هوس مردم که وقتی سر نهم بر آستانت
بین چه جایی می نهم من هم چنین مدبر سری را ۳
چند گویی سوز خود روشن کن ار داری زبانی
چون نخیزد شعله تا کی دم دمم خاکستری را ۴
بر من بد روز بس کز غم قیامت هاست هر شب
روز من روزی مبادا تا قیامت کافری را ۵
می زنندم طعنه کاخر دل که گم کردی بجوی
من که خود را کرده ام گم، چون بجویم دیگری را ۶
دوستان گویند ناگه مرد خواهی بر در او
دولتم نبود که گردم خاک از آنگونه دری را ۷
کی چو من سوزند یاران گرچه دلسوزند، لیکن
عود چون سوزد بود دل گرمیی هم مجمری را ۸
آه پنهانی خود خوردن که خسرو راست زان بت
بوالعجب تر زین فرو بردن که یارد خنجری را ۹
خواب بندی های چشمت کم بود جادوگری را ۱
چون ز هجران شد زحل در طالعم کی بوسم آن پا
این سعادت دست ندهد جز مبارک اختری را ۲
زین هوس مردم که وقتی سر نهم بر آستانت
بین چه جایی می نهم من هم چنین مدبر سری را ۳
چند گویی سوز خود روشن کن ار داری زبانی
چون نخیزد شعله تا کی دم دمم خاکستری را ۴
بر من بد روز بس کز غم قیامت هاست هر شب
روز من روزی مبادا تا قیامت کافری را ۵
می زنندم طعنه کاخر دل که گم کردی بجوی
من که خود را کرده ام گم، چون بجویم دیگری را ۶
دوستان گویند ناگه مرد خواهی بر در او
دولتم نبود که گردم خاک از آنگونه دری را ۷
کی چو من سوزند یاران گرچه دلسوزند، لیکن
عود چون سوزد بود دل گرمیی هم مجمری را ۸
آه پنهانی خود خوردن که خسرو راست زان بت
بوالعجب تر زین فرو بردن که یارد خنجری را ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - وقت گل است، نوش کن باده ی چون گلاب را
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.