خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق می‌نالد و از بی‌توجهی او به رنج‌هایش شکایت می‌کند. او از غم‌های خود می‌گوید و آرزو می‌کند که پیامش به معشوق برسد. همچنین، از دیوانگی و عشق بی‌قرار خود سخن می‌گوید.

متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸ - چنانی در نظر نظارگان را

چنانی در نظر نظارگان را
که رونق بشکنی مه پارگان را ۱

چنان نالان همی گردم به کویت
که دل خون می شود نظارگان را ۲

تو در خواب خوش و من بی تو هر شب
شمارم تا سحر سیارگان را ۳

زبس کاین رنج من به می نگردد
ز من بگرفته دل غمخوارگان را ۴

دوای درد من بر تست، لیکن
تو چاره کی کنی بیچارگان را ۵

روی گر، ای صبا، در خانه او
بگویی قصه آوارگان را ۶

دل دیوانه خسرو نکو نیست
چگویم بد پری رخسارگان را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - آن طره به روی مه بنهاد سر خود را
گوهر بعدی:شماره ۹ - صبا نو کرد باغ و بوستان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.