خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود سیاهی و غم درونش، همچنان بخشی از بهار و زیباییهای معشوق است و به این موضوع افتخار میکند. او خود را غباری از معشوق میداند و از این که بخشی از وجود معشوق است، احساس عزت میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۱۸ - اگر سیاه دلم داغ لاله زار توام
اگر سیاه دلم داغ لاله زار توام
اگر گشاده جبینم گل بهار توام ۱
اگر چه چون ورق لاله نامه ام سیه است
به این خوشم که جگرگوشه بهار توام ۲
چرا عزیز نباشم، نه خار این چمنم؟
سرم به عرش نساید چرا، غبار توام ۳
اگر گشاده جبینم گل بهار توام ۱
اگر چه چون ورق لاله نامه ام سیه است
به این خوشم که جگرگوشه بهار توام ۲
چرا عزیز نباشم، نه خار این چمنم؟
سرم به عرش نساید چرا، غبار توام ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۷ - گر چه خاکیم پذیرای دل و جان شده ایم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۹ - دلی گرفته تر از غنچه در بغل دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.