خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس محصور بودن و تنگنظری دنیا نسبت به خود میگوید. او از ناملایمات زندگی و تلخیهای جهان شکایت دارد و بیان میکند که حتی چیزهای شیرین نیز برایش دردناک هستند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا ناراحتی شود.
شماره ۵۱۵ - نتوان کرد به زندان بدن محصورم
نتوان کرد به زندان بدن محصورم
شیشه را می شکند زور می پرزورم ۱
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟
چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟ ۲
بس که آمیخته نیش بود نوش جهان
دیدن شهد فزون می گزد از زنبورم ۳
شیشه را می شکند زور می پرزورم ۱
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟
چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟ ۲
بس که آمیخته نیش بود نوش جهان
دیدن شهد فزون می گزد از زنبورم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۴ - بر سر خوان امل دست هوس می بندم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۶ - جذبه ای کو که ازین نشأه به پرواز آیم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.