خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بستن دست هوس بر سر خوان امل، بستن پر و بال مگس در شکرزار، و بستن قفس در گلستان سخن میگوید و بیان میکند که شوق در هیچ مقامی آرامش نمیآورد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۱۴ - بر سر خوان امل دست هوس می بندم
بر سر خوان امل دست هوس می بندم
در شکرزار، پر و بال مگس می بندم ۱
شوق در هیچ مقامی نکند آسایش
در گلستانم و احرام قفس می بندم ۲
در شکرزار، پر و بال مگس می بندم ۱
شوق در هیچ مقامی نکند آسایش
در گلستانم و احرام قفس می بندم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۳ - من آن رندم که راز دل ز لوح سینه می خوانم
گوهر بعدی:شماره ۵۱۵ - نتوان کرد به زندان بدن محصورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.