خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات شاعرانهای است که در آن شاعر از دل سودایی خود و درک متفاوتش از یار و وحدت سخن میگوید. او از عیبجویی دیگران و ستایش سینهاش به عنوان آیینه یاد میکند و در نهایت به بلندپروازی و عشق خود اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و عرفان دارد.
شماره ۳۰۰ - دل سودایی من یار را اغیار می داند
دل سودایی من یار را اغیار می داند
سر زانوی وحدت را سر بازار می داند ۱
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازی
وگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند ۲
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداری
سر سودایی منصور قدر دار می داند ۳
سر زانوی وحدت را سر بازار می داند ۱
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازی
وگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند ۲
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداری
سر سودایی منصور قدر دار می داند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - گرانخوابی که آه سرد را مهتاب می داند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.