خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و غم عمیق سخن میگوید که از راه چشم به جان نفوذ کرده و فضای زندگی را پر از مصیبت و دود میکند. شاعر از زخمهای آشکار صبح و دردهای جگرسوز یاد میکند و اشاره میکند که تماشای رخسار آتشین معشوق نیز دود و درد به همراه دارد.
این شعر حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۸ - ز راه چشم، غم در جان غم فرسود می پیچد
ز راه چشم، غم در جان غم فرسود می پیچد
ز روزن در مصیبت خانه ما دود می پیچد ۱
ز شمشیر که دارد صبح این زخم نمایان را؟
که دردم بر جگر زان رخت خون آلود می پیچد ۲
کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک بردارد؟
که از روزن تماشایش عنان دود می پیچد ۳
ز روزن در مصیبت خانه ما دود می پیچد ۱
ز شمشیر که دارد صبح این زخم نمایان را؟
که دردم بر جگر زان رخت خون آلود می پیچد ۲
کسی چون چشم ازان رخسار آتشناک بردارد؟
که از روزن تماشایش عنان دود می پیچد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - شکوه خامشی در ظرف گفت و گو نمی گنجد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - امید وقت خوش از جمع دیوان داشتم، غافل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.