خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از سوءتفاهمها و برداشتهای نادرست دیگران نسبت به اعمال و احساساتش شکایت دارد. او از تلخیهای زندگی که دیگران آنها را شیرین پنداشتهاند، از رنجهای درونی که به شادی تعبیر شدهاند، و از قضاوتهای ناعادلانهای که در حقش شده سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهای دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۴ - زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتند
زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتند
خون دل خوردم شراب آتشین پنداشتند ۱
خط کشیدم بر سر سوداپرست خویشتن
ساده لوحان جهان چین جبین پنداشتند ۲
بدگمانی لازم بدباطنان افتاده است
گوشه از خلق جهان کردم کمین پنداشتند ۳
خون دل خوردم شراب آتشین پنداشتند ۱
خط کشیدم بر سر سوداپرست خویشتن
ساده لوحان جهان چین جبین پنداشتند ۲
بدگمانی لازم بدباطنان افتاده است
گوشه از خلق جهان کردم کمین پنداشتند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - نغمه و گفتار خوش ارواح را بال و پرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.