خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از فتنهها و آشوبهای اطراف خود شکایت میکند و به جادوی چشمان معشوق اشاره مینماید. او توصیف میکند که چشمان معشوق آنقدر مسحورکننده و مستکننده است که گویی در سرمهاش داروی بیهوشی ریختهاند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند «مستی» و «بیهوشی» ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم شاعرانه داشته باشد.
شماره ۲۱۳ - فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
فتنه و آشوب از هر سو به من رو کرده اند
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کرده اند ۱
چشم آهو چشم من هرگز به این مستی نبود
گوییا در سرمه اش بیهوشدارو کرده اند ۲
تا دگر چشمان پرکارش چه جادو کرده اند ۱
چشم آهو چشم من هرگز به این مستی نبود
گوییا در سرمه اش بیهوشدارو کرده اند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - وقت جمعی خوش که تخمی در ته گل کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - زهر در پیمانه کردم انگبین پنداشتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.