خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از گذر دوران جوانی و از دست دادن شوق و نشاط آن دوران ابراز تأسف می‌کند. او در پیری به پشیمانی از گذشته می‌پردازد و با نبودن دندان‌هایش، نمیتواند حتی لب به دندان گاز بگیرد.

متن دارای مضامین عمیق و فلسفی درباره گذر زمان و پیری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات پشیمانی و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۰ - رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند

رفت ایام جوانی، شوق در جانم نماند
هایهوی عندلیبان در گلستانم نماند ۱

از پشیمانی سخن در عهد پیری می زنم
لب به دندان می گزم اکنون که دندانم نماند ۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۲ ۳۷۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - یادگار عشق داغی در دل دیوانه ماند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.