خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از جدایی و فراق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف یار، نافه آهو، و تشنگی لبها، احساس غم و پیری ناشی از دوری را بیان میکند. همچنین به بخشش و رحمت الهی و دلسوزی مادرانه اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و استعارههای پیچیده دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۷ - تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
تا دل از زلفش جدایی کرد از جان سیر شد
نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد ۱
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا
دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد ۲
نافه تا افتاد دور از ناف آهو پیر شد ۱
روزی لب تشنگان را می دهد سامان خدا
دایه هر خونی که خورد از دست طفلان، شیر شد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - بی تو بر من شش جهت چون خانه زنبور شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - از فضولی چشم بستم خار و گل همرنگ شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.