خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این ابیات از جوشش عقل و زیبایی‌های طبیعت سخن می‌گوید و بیان می‌کند که گاهی زیبایی‌ها آنقدر فراوانند که نمی‌توان آن‌ها را کنترل کرد. همچنین اشاره می‌کند که برخی چیزها مانند گل‌های یک باغ، نیازی به بسته شدن یا محدودیت ندارند و خود به خود جلوه‌گر می‌شوند.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی پیچیده، فهم آن را برای سنین پایینتر سخت می‌کند.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۲ - جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت

جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت
این چنین گل نتوان از سر دستار گرفت ۱

چمن آرای مرا حاجت در بستن نیست
جوش گل راه تماشایی گلزار گرفت ۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۲ ۳۳۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - دل هر کس که مسلم ز علایق رسته است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.