خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از رنجها و سختیهایی میگوید که برای رسیدن به عشق و آرامش متحمل شده است. او از غمها و خون دل خوردنهایی سخن میگوید که در نهایت به شادی و رسیدن به مقصود منجر شدهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عاشقانهی سنگین، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۹۲ - در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
غنچه خونها خورد تا چون گل دل صدپاره یافت ۱
لنگر آسودگی دست مرا بر چوب بست
تا به دست بسته روزی طفل در گهواره یافت ۲
گریه شادی حجاب چهره مقصود شد
بعد ایامی که چشمم رخصت نظاره یافت ۳
غنچه خونها خورد تا چون گل دل صدپاره یافت ۱
لنگر آسودگی دست مرا بر چوب بست
تا به دست بسته روزی طفل در گهواره یافت ۲
گریه شادی حجاب چهره مقصود شد
بعد ایامی که چشمم رخصت نظاره یافت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - پنجه غیرت دل پرویز را در هم شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.