خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و دیوانگی سخن میگوید. شاعر از زلف یار و تأثیر آن بر دل دیوانه، ویرانیهای ناشی از این عشق، و دردها و رنجهای عاشقانه میگوید. همچنین، اشارهای به میو میخانه و حالات خمار دارد.
متن شامل مفاهیم عاشقانهی پیچیده، اشاره به میو مستی، و لحنی احساسی و گاه دردآلود است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۱ - تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
از پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت ۱
شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بود
هر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت ۲
می شکست از خون من دایم خمار خویش را
چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت ۳
از پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت ۱
شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بود
هر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت ۲
می شکست از خون من دایم خمار خویش را
چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - ذوقی از حرف محبت بی صفای سینه نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.