خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، به زیباییهای ظاهری و باطنی انسان، عشق و خودشناسی میپردازد. شاعر از آینه و آتش به عنوان نمادهایی برای بازتاب درون و پاکسازی استفاده میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند تقوا، عشق و خودبینی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به عشق و خودشناسی نیازمند تجربه و بلوغ فکری است.
غزل ۶۷۹۴ - چهره را صیقلی از آتش می ساخته ای
چهره را صیقلی از آتش می ساخته ای
خبر از خویش نداری که چه پرداخته ای ۱
ای بسا خانه تقوی که رسیده است به آب
تا ز منزل عرق آلود برون تاخته ای ۲
در سر کوی تو چندان که نظر کار کند
دل و دین است که بر یکدگر انداخته ای ۳
مگر از آب کنی آینه دیگر، ورنه
هیچ آیینه نمانده است که نگداخته ای ۴
چون ز حال دل صاحب نظرانی غافل؟
تو که در آینه با خویش نظر باخته ای ۵
تو که از ناز به عشاق نمی پردازی
صد هزار آینه هر سوی چه پرداخته ای؟ ۶
نیست یک سرو درین باغ به رعنایی تو
بس که گردن به تماشای خود افراخته ای ۷
آتشی را که ازان طور به زنهار آید
در دل صائب خونین جگر انداخته ای ۸
برخوری چون رهی از ساغر معنی صائب
که درین تازه غزل، شیشه تهی ساخته ای ۹
خبر از خویش نداری که چه پرداخته ای ۱
ای بسا خانه تقوی که رسیده است به آب
تا ز منزل عرق آلود برون تاخته ای ۲
در سر کوی تو چندان که نظر کار کند
دل و دین است که بر یکدگر انداخته ای ۳
مگر از آب کنی آینه دیگر، ورنه
هیچ آیینه نمانده است که نگداخته ای ۴
چون ز حال دل صاحب نظرانی غافل؟
تو که در آینه با خویش نظر باخته ای ۵
تو که از ناز به عشاق نمی پردازی
صد هزار آینه هر سوی چه پرداخته ای؟ ۶
نیست یک سرو درین باغ به رعنایی تو
بس که گردن به تماشای خود افراخته ای ۷
آتشی را که ازان طور به زنهار آید
در دل صائب خونین جگر انداخته ای ۸
برخوری چون رهی از ساغر معنی صائب
که درین تازه غزل، شیشه تهی ساخته ای ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۹۳ - ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی
گوهر بعدی:غزل ۶۷۹۵ - تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.