خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای زندگی، عشق، رنجها و تجربههای انسانی میپردازد. شاعر از سختیها و شیرینیهای زندگی سخن میگوید و مخاطب را به صبر، مقاومت و تبدیل تلخیها به شیرینی دعوت میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، وصال، رنج و امید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۲۵۷ - نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
گوش را تنگ شکرساز ازین خوش سخنان ۱
پیش جمعی که ز سررشته عشق آگاهند
سنبل باغ بهشتند پریشان سخنان ۲
به وصال گل بی خار مبدل نکنم
خارخاری که مرا هست ز گل پیرهنان ۳
قسمت رشته ز گوهر نبود جز کاهش
دست کوتاه کنید از کمر سیم تنان ۴
نرود تلخی بادام به شکر بیرون
نشود شاد دل از صحبت شیرین دهنان ۵
نقش از آیینه عریان چه برد جز افسوس؟
مرو از راه به نظاره سیمین بدنان ۶
با قد خم شده مغلوب هوا چند شوی؟
خاتم خویش برآر از کف این اهرمنان ۷
لاله زاری است که خون در دل فردوس کند
جگر خاک به عهد تو ز خونین کفنان ۸
دست در دامن پر خار علایق مزنید
تا برآیید ازین خرقه تن دست زنان ۹
تلخ و شوری که ز ایام رسد شیرین کن
تا چو صائب شوی از جمله شیرین سخنان ۱۰
گوش را تنگ شکرساز ازین خوش سخنان ۱
پیش جمعی که ز سررشته عشق آگاهند
سنبل باغ بهشتند پریشان سخنان ۲
به وصال گل بی خار مبدل نکنم
خارخاری که مرا هست ز گل پیرهنان ۳
قسمت رشته ز گوهر نبود جز کاهش
دست کوتاه کنید از کمر سیم تنان ۴
نرود تلخی بادام به شکر بیرون
نشود شاد دل از صحبت شیرین دهنان ۵
نقش از آیینه عریان چه برد جز افسوس؟
مرو از راه به نظاره سیمین بدنان ۶
با قد خم شده مغلوب هوا چند شوی؟
خاتم خویش برآر از کف این اهرمنان ۷
لاله زاری است که خون در دل فردوس کند
جگر خاک به عهد تو ز خونین کفنان ۸
دست در دامن پر خار علایق مزنید
تا برآیید ازین خرقه تن دست زنان ۹
تلخ و شوری که ز ایام رسد شیرین کن
تا چو صائب شوی از جمله شیرین سخنان ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۵۶ - ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
گوهر بعدی:غزل ۶۲۵۸ - چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.