این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شراب به عنوان دو عنصر اصلی برای تسکین دردها و رنجهای خود یاد میکند. او از معشوق خود میخواهد که با نگاهش دردهایش را درمان کند و از عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند و قدیمی یاد میکند که قابل درک برای عاقلان نیست. شاعر همچنین از زیباییهای طبیعت و معشوق خود سخن میگوید و آرزو میکند که معشوقش در کنار او بماند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان و سبک شعر کلاسیک ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۳۲۱۳ - املأ قدح البقا ندیمی
مِنْ خَمْرَةِ دَنِّکَ الْقَدیمِ ۱
صَحِّحْ اَلَمی وَداوِ سُقْمی
مِنْ غَمْزَةِ لَحْظِکَ السَّقیمِ ۲
لِلْعِشقِ ظَعَنْتُ یا مُقیمًا
وَالظّاعِنُ طالِبُ الْمُقیمِ ۳
قَدْ قیلَ لِمَنْ یَراکَ یَوْمًا
بُشْراکَ بِغایَةِ النَّعیمِ ۴
لایُدْرِکُ عاذِلی بِعَقْلٍ
فَوّارَةَ عِشْقیَ الْقَدیمِ ۵
قُدّامَکَ رَوْضَةُ الْمَعالی
اِیّاکِ سُعادُ اَنْ تُقیمی ۶
هَلْ اَغْدُ سُعادُ ذاتَ یَوْمٍ
سَکْرانَ بِذلِکَ الْحَریمِ ۷
تَبْریزُ وَ شَمْسُ دینِ مَوْلًی
ذُوالْبَهْجَةِ وَالْیَدِ الْکَریمِ ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.