خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناتوانی شاعر در بیان احساسات و انتقاد از دنیای مادی و ظاهری است. او از دشواری‌های زندگی، پنهان کردن خشم، و تلاش برای رسیدن به کمال معنوی سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به اهمیت پاکی درونی و فقر معنوی دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۹۹۸ - آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
بیش ازین ما را مروت نیست ویران ساختن ۱

از زمین عیسی به چرخ از راه خودسازی رسید
چند باشی در مقام قصر و ایوان ساختن؟ ۲

گوهر ما را گرانی در نظرها شد گران
کاش خود را می توانستیم ارزان ساختن ۳

خشم را در پرده های خلق پنهان کردن است
آتش سوزنده را بر خود گلستان ساختن ۴

از می لعلی تن خاکی خود را چون سبو
دست تا از توست می باید بدخشان ساختن ۵

محرم گنج الهی نیست هر ناشسته روی
از توانگر فقر را شرط است پنهان ساختن ۶

چشم اگر داری که در چشم جهان شیرین شوی
چون گهر باید به تلخ و شور عمان ساختن ۷

تا نباشد همت روشندلی چون آفتاب
خویش را چون صبح نتوان پاکدامان ساختن ۸

چون توانم داد صائب کار جمعی را نظام؟
من که نتوانم سر خود را به سامان ساختن ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۹۷ - چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
گوهر بعدی:غزل ۵۹۹۹ - تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.