خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند عشق، دانش، حوادث زندگی، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق برای بیان مفاهیم استفاده کرده است، مانند پنهان کردن عشق، دشواریهای زندگی، و اهمیت جوانمردی.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا کمجذاب باشد.
غزل ۵۹۹۷ - چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن ۱
پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است
عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن ۲
کار بر شیرازه زلف تو مشکل می شود
ورنه آسان است دلها را پریشان ساختن ۳
می تواند مور، اگر بخت سخن یاری کند
پایتخت خویش از دست سلیمان ساختن ۴
می چکد جای عرق خون از جبین آفتاب
نیست آسان سنگ را لعل بدخشان ساختن ۵
از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب
عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن ۶
چون صدف پیش ترشرویان برای قطره ای
دست خود را کاسه دریوزه نتوان ساختن ۷
پیش دانا از تمام علم ها بالاترست
خویش را با دانش سرشار نادان ساختن ۸
یا ز سیلاب حوادث رو نباید تافتن
یا نباید خانه در صحرای امکان ساختن ۹
بر سر گفتار صائب را قدح می آورد
کار آیینه است طوطی را سخندان ساختن ۱۰
خویش را آراستن، آیینه پنهان ساختن ۱
پنجه خورشید را در آستین دزدیدن است
عشق را در پرده ناموس پنهان ساختن ۲
کار بر شیرازه زلف تو مشکل می شود
ورنه آسان است دلها را پریشان ساختن ۳
می تواند مور، اگر بخت سخن یاری کند
پایتخت خویش از دست سلیمان ساختن ۴
می چکد جای عرق خون از جبین آفتاب
نیست آسان سنگ را لعل بدخشان ساختن ۵
از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب
عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن ۶
چون صدف پیش ترشرویان برای قطره ای
دست خود را کاسه دریوزه نتوان ساختن ۷
پیش دانا از تمام علم ها بالاترست
خویش را با دانش سرشار نادان ساختن ۸
یا ز سیلاب حوادث رو نباید تافتن
یا نباید خانه در صحرای امکان ساختن ۹
بر سر گفتار صائب را قدح می آورد
کار آیینه است طوطی را سخندان ساختن ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۹۶ - گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
گوهر بعدی:غزل ۵۹۹۸ - آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.