خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بر ارزشهای والای انسانی مانند عزت نفس، پایداری در عشق و رضایت از زندگی تأکید دارد. شاعر از فروختن گوهر وجود به قیمت ناچیز، تسلیم شدن در برابر مشکلات و معاملهی لحظات ناب زندگی با چیزهای بیارزش خودداری میکند.
مفاهیم عمیق و استعاری موجود در شعر، مانند عزت نفس، عشق پایدار و فلسفهی زندگی، برای درک و تجربهی کودکان دشوار است. این مضامین بیشتر مناسب افرادی است که از بلوغ فکری و عاطفی نسبی برخوردارند.
غزل ۵۹۳۶ - ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم
ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم
این گوهر سیراب به شبنم نفروشیم ۱
مشکل بود از حسن گلوسوز گذشتن
ما تشنگی خویش به زمزم نفروشیم ۲
قانع نتوان شد به صباحت ز ملاحت
ما زخم نمکسود به مرهم نفروشیم ۳
صحرای جنون نیست کم از ملک سلیمان
ما حلقه زنجیر به خاتم نفروشیم ۴
ما سوختگان دولت پاینده غم را
چون صبح به خوشحالی یک دم نفروشیم ۵
یوسف به زر قلب فروشان دگرانند
ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم ۶
این گوهر سیراب به شبنم نفروشیم ۱
مشکل بود از حسن گلوسوز گذشتن
ما تشنگی خویش به زمزم نفروشیم ۲
قانع نتوان شد به صباحت ز ملاحت
ما زخم نمکسود به مرهم نفروشیم ۳
صحرای جنون نیست کم از ملک سلیمان
ما حلقه زنجیر به خاتم نفروشیم ۴
ما سوختگان دولت پاینده غم را
چون صبح به خوشحالی یک دم نفروشیم ۵
یوسف به زر قلب فروشان دگرانند
ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۳۵ - بر دل غم سیم و زر دنیا نگذاریم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳۷ - اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.