خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان حقایق عالم، بینیازی و همت، رهایی از تفرقه، و رسیدن به معانی عمیق میپردازد. شاعر از رنجهای درونی و چالشهای روحی سخن میگوید، اما در نهایت به درکی والا از زندگی و هستی دست یافته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای سنین پایینتر قابل هضم نباشد.
غزل ۵۸۵۹ - ما پرده از حقیقت عالم کشیده ایم
ما پرده از حقیقت عالم کشیده ایم
در غورگی به نشأه این می رسیده ایم ۱
سرمشق بی نیازی ارباب همت است
این خط باطلی که به عالم کشیده ایم ۲
از برگریز تفرقه آزاد گشته ایم
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیده ایم ۳
باریم، اگر چه بر دل کس بار نیستیم
خاریم، اگر چه در جگر خود خلیده ایم ۴
چون خامه سوخته است نفس در گلوی ما
از لفظ تا به عالم معنی رسیده ایم ۵
تیغ زبان به حوصله ما چه می کند؟
ما چون نگاه بر صف مژگان دویده ایم ۶
در غورگی به نشأه این می رسیده ایم ۱
سرمشق بی نیازی ارباب همت است
این خط باطلی که به عالم کشیده ایم ۲
از برگریز تفرقه آزاد گشته ایم
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیده ایم ۳
باریم، اگر چه بر دل کس بار نیستیم
خاریم، اگر چه در جگر خود خلیده ایم ۴
چون خامه سوخته است نفس در گلوی ما
از لفظ تا به عالم معنی رسیده ایم ۵
تیغ زبان به حوصله ما چه می کند؟
ما چون نگاه بر صف مژگان دویده ایم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۵۸ - ما همچو آفتاب به هر جا رسیده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۶۰ - مادام را ز دانه صیاد دیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.