خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان، مرگ و زندگی، عقل و نفس، و وحدت وجود میپردازد. شاعر از تضاد بین جوانی و پیری، عقل و نفس، و وحدت و کثرت سخن میگوید و به دنبال درک عمیقتری از هستی و وجود انسان است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار و نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۷۵ - کار به پیری و جوانیستی
کارْ به پیریّ و جوانیسْتی
پیرْ بِمُردیّ و جوانْ زیسْتی ۱
بانگِ خَرِ نَفْسَت اگر کم شُدی
دَعوتِ عقلِ تو مَسیحیسْتی ۲
گَر نَبُدی خندهٔ صُبحِ کَذوب
هیچ دلی زار بِنَگْریسْتی ۳
گَر بُتِ جانْ روی نِمودی به ما
جُملهٔ ذَرّاتْ چو ما نیسْتی ۴
گَر توییِ تو نَفَسی کاسْتی
هَمچو تو اَنْدَر دو جهانْ کیسْتی؟ ۵
گَر نَبُدی غَیرتِ آن آفتاب
ذَرّه به ذَرّه همه ساقیسْتی ۶
دانه من از کاهْ جُدا کَردَمی
گَر کَفه را هیچ تَناهیسْتی ۷
مار اگر آبِ وَفا یافتی
در دلِ آن بَحْر چو ماهیسْتی ۸
پیرْ بِمُردیّ و جوانْ زیسْتی ۱
بانگِ خَرِ نَفْسَت اگر کم شُدی
دَعوتِ عقلِ تو مَسیحیسْتی ۲
گَر نَبُدی خندهٔ صُبحِ کَذوب
هیچ دلی زار بِنَگْریسْتی ۳
گَر بُتِ جانْ روی نِمودی به ما
جُملهٔ ذَرّاتْ چو ما نیسْتی ۴
گَر توییِ تو نَفَسی کاسْتی
هَمچو تو اَنْدَر دو جهانْ کیسْتی؟ ۵
گَر نَبُدی غَیرتِ آن آفتاب
ذَرّه به ذَرّه همه ساقیسْتی ۶
دانه من از کاهْ جُدا کَردَمی
گَر کَفه را هیچ تَناهیسْتی ۷
مار اگر آبِ وَفا یافتی
در دلِ آن بَحْر چو ماهیسْتی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷۴ - صد دل و صد جان به دمی دادمی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۷۶ - کردم با کان گهر آشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.