خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به ستایش خداوند و قدرت مطلق او می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نور و ظلمت، حیرت و تفکر، و عشق به خدا سخن می‌گوید. او از ساقی دریا صفت می‌خواهد که بادهٔ شاهنشهی را به او بدهد و از جام سخن بهره‌مندش کند. شاعر همچنین به تفکر در مورد حقیقت و ماهیت وجود اشاره می‌کند و از عشق به خدا به عنوان تنها راه نجات یاد می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۶۸ - یا ملک المغرب والمشرق

یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِ
مِثْلُکَ فِی الْعالَمِ لَمْ یُخْلَقِ ۱

باده دِهْ ای ساقیِ هر مُتَّقی
بادهٔ شاهَنْشَهیِ راوَقی ۲

جامِ سُخَن بَخش که از تَفِّ او
گردد هر گُنگِ خَرِف مَنْطقی ۳

بر دَرِ حیرت بِکُش اندیشه را
حاکمِ اَرْواح و شَهِ مُطْلَقی ۴

جَنَّتِ حُسنَت چو تَجَلّی کُند
باغْ شود دورخْ بر هر شَقی ۵

چون بِگُریزی نَرَسَد در تو کَس
وَر بِگُریزیم زِ تو، سابقی ۶

ظُلْمَت و نور از تو تَحَیُّر دَرَند
تا تو حَقی یا که تو نورِ حَقی ۷

گشت شب و روز کُنون غَرقِ نور
نیست مَهَت مَغربی و مَشرقی ۸

لابه کُنی، باده دَهی رایگان
ساقیِ دریا صِفَتِ مُشْفِقی ۹

مُرده‌‌ هَمی‌باید و قَلْبِ سَلیم
زیرکی ای خواجه، بُوَد اَحْمَقی ۱۰

فِکْرَت اگر راحتِ جان‌‌ها بُدی
باده نَجُستی خِرَد و موسِقی ۱۱

فَرد چرایی تو زِ من؟ گَر مَنی
از چه تو عَذرایی اگر وامِقی؟ ۱۲

غُنچه صِفَت چَشم بِبَستی زِ گُل
رو، به همان خار کَشی لایِقی ۱۳

خار کَشانند همه، گَر شَهَند
جُز که تو بر گُلْشَنِ جانْ عاشقی ۱۴

خامُش باش و بِنِگَر فَتْحِ باب
چند پِیِ هر سُخَنِ مُغْلَقی؟ ۱۵
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۵ ۴۷۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۶۷ - از مه من، مست دو صد مشتری
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶۹ - گر نه شکار غم دلدارمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.