خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر دلبستگی و مشغولیت قلب شاعر به معشوق است. او از دلگرفتگی و حیرانی در عشق میگوید و اشاره میکند که عشق حقیقی، انسان را از دنیا و تعلقات آن دور میسازد. شاعر با استفاده از تمثیلهایی مانند یوسف و آینه، عمق احساسات خود را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تمثیلهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۵۲۴۴ - من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
بادل جمع شوم چون به تو تنها مشغول ۱
خدمت دور به نزدیک نمی فرمایند
اهل دل را نکند عشق به دنیا مشغول ۲
ماند از جلوه بی قیمت یوسف محروم
هرکه درقافله گردید به سودا مشغول ۳
ماند چون آینه در دایره حیرانی
هرکه از ساده دلی شد به تماشا مشغول ۴
قسمت دیده ز هر عضو جدا می گیرم
به تماشای توام بس که سراپا مشغول ۵
هر نفس عشق دو صد نقش بدیع انگیزد
تا نگردد به خود آن آینه سیما مشغول ۶
می شود صائب از اندیشه دنیا فارغ
شد دل هر که به اندیشه عقبی مشغول ۷
بادل جمع شوم چون به تو تنها مشغول ۱
خدمت دور به نزدیک نمی فرمایند
اهل دل را نکند عشق به دنیا مشغول ۲
ماند از جلوه بی قیمت یوسف محروم
هرکه درقافله گردید به سودا مشغول ۳
ماند چون آینه در دایره حیرانی
هرکه از ساده دلی شد به تماشا مشغول ۴
قسمت دیده ز هر عضو جدا می گیرم
به تماشای توام بس که سراپا مشغول ۵
هر نفس عشق دو صد نقش بدیع انگیزد
تا نگردد به خود آن آینه سیما مشغول ۶
می شود صائب از اندیشه دنیا فارغ
شد دل هر که به اندیشه عقبی مشغول ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۴۳ - دل شبها مشو از دیده گریان غافل
گوهر بعدی:غزل ۵۲۴۵ - شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.