خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

شاعر در این متن از عشق و مستی سخن می‌گوید و خود را از عاقلان جدا می‌داند. او از خرد و عقل دوری می‌جوید و به جای آن، به شراب و مستی روی می‌آورد. شاعر از زندگی دنیوی و مقام‌های آن بیزار است و تنها به عشق و شراب دل بسته است. او از مخاطب می‌خواهد که از او دوری کند و به عقل خود عمل کند، اما اگر کسی با او همراه شود، او را غلام خود می‌داند. شاعر همچنین از شادی و طرب سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که شراب بیاورد تا از جفای مستان در امان بماند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۱۳ - نه ز عاقلانم، که ز من بگیری

نه زِ عاقلانم، که زِ من بگیری
خِرَدَم تو بُردی، چه زِ من بگیری ۱

نَخَرَم فَلَک را به دو حَبّه وَاللّهْ
من اگر حَقیرم، نکُنم حَقیری ۲

چو گُشاده دَستم، چو زِ باده مَستَم
بِدِه ای برادر، قَدَحِ فقیری ۳

نه حَیات خواهم، نه زَکات خواهم
که اگر بِمیرَم، نَکُنم امیری ۴

چو تو عقل داری، بِگُریز از من
هَله دور از من، مَکُن این دلیری ۵

وَگَر آشنایی، تو دو چَشمِ مایی
کُنَمَت غُلامی، اَگَرَم پَذیری ۶

چه شود مُحَمَّد، که شبی نَخُسبی؟
طَرَب اَنْدَر آیی، نَکُنی زَحیری؟ ۷

تو بیار ساقی، زِ شرابِ باقی
که لَطیف خویی، وَ شَهِ شَهیری ۸

زِ جَفایِ مَستان، نَرَوی زِ دَستان
که لَطیف کیشی، نه چو زَخْمِ تیری ۹
وزن: متفاعلاتن متفاعلاتن قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۵۱۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۱۲ - تو خدای خویی، تو صفات هویی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱۴ - عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.