خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه برای بیان درد، اندوه و از دست دادن حیا و ارزشها استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند صحرا، گل، لاله و آفتاب برای انتقال مفاهیمی مانند غم، فریبندگی ظواهر و هشدار درباره غفلت از دوستان واقعی بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین جدی مانند از دست دادن ارزشهای اخلاقی برای مخاطبان جوانتر ممکن است نامناسب یا دشوار باشد.
غزل ۵۰۶۰ - ازآب بازی مژه اشکبار خویش
ازآب بازی مژه اشکبار خویش
کردیم همچو دامن صحرا کنار خویش ۱
راه سخن به محمل مقصود یافتیم
همچون جرس ز ناله بی اختیار خویش ۲
ناموس دودمان حیا می رود به باد
چون گل مساز خنده رنگین شعار خویش ۳
خون لاله لاله می چکد از چشم آفتاب
ترکرده ای زشبنم می تا عذار خویش ۴
سنگ غرور بردهن جام جم زنیم
چون بشکنیم ازان لب میگون خمار خویش ۵
سهل است کار دشمن خصم کینه جوی
غافل مشو ز دوستی دوستدار خویش ۶
کردیم همچو دامن صحرا کنار خویش ۱
راه سخن به محمل مقصود یافتیم
همچون جرس ز ناله بی اختیار خویش ۲
ناموس دودمان حیا می رود به باد
چون گل مساز خنده رنگین شعار خویش ۳
خون لاله لاله می چکد از چشم آفتاب
ترکرده ای زشبنم می تا عذار خویش ۴
سنگ غرور بردهن جام جم زنیم
چون بشکنیم ازان لب میگون خمار خویش ۵
سهل است کار دشمن خصم کینه جوی
غافل مشو ز دوستی دوستدار خویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۵۹ - هر چند خط باطلم از تار وپود خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶۱ - درخون نشستم از نفس مشکبار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.