خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید. او از فضل و رحمت الهی، جدایی و وصال، و نقش تقدیر در زندگی انسان صحبت می‌کند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند عشق، جستجوی معنویت، و پذیرش تقدیر اشاره می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۷۵ - بیا بیا، که تو از نادرات ایامی

بیا بیا، که تو از نادِراتِ ایّامی
برادری، پدری، مادری، دِلارامی ۱

به نامِ خوبِ تو مُرده زِ گور بَرخیزد
گِزاف نیست برادر، چُنین نِکونامی ۲

تو فَضْل و رَحْمَتِ حَقّی، که هر کِه در تو گُریخت
قَبول می‌کُنی‌اَش با کَژیّ و با خامی ۳

هَمی‌زیَم به سِتیزه و این هم از گولی‌ست
که تا مرا نَکُشی، ای هَوَس، نَیارامی ۴

به هیچ نَقْش نَگُنجی، وَلیک تَقدیرا
اگر به نَقْشْ دَرآیی، عَجَب گُل اَنْدامی ۵

گَهی فِراقْ نِماییّ و چاره آموزی
گَهی رَسول فرستیّ و جانِ پیغامی ۶

دَرونِ روزَنِ دل، چون فُتاد شُعلهٔ شمع
بِدانَد این دلِ شب رو، که بر سَرِ بامی ۷

مُرادم آن که شود سایه و آفتابْ یکی
که تا زِ عشق نِمایَم تمام خوش کامی ۸

مُحالْ جوی و مُحالَم، بدین گُناهْ مرا
قَبول می‌نَکُند هیچ عالِم و عامی ۹

تو هم مُحال نَنوشیّ و مُعْتَقِد نَشَوی
بُرو بُرو که مُریدِ عقول و اَحْلامی ۱۰

اگر زِ خُسروِ جان‌ها حَلاوَتی یابی
مُحالِ هر دو جهان را چو من دَرآشامی ۱۱

وَرْ از طَبیبِ طَبیبان گُوارشی یابی
مُکاشِفی تو به خوانِ خدا، نه اوهامی ۱۲

بَرآ زِ مَشرقِ تبریز، شَمسِ دین، بِخُرام
که بر مَمالِکِ هر دو جهان چو بَهرامی ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۷۴ - مسلم آمد یار مرا دل افروزی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷۶ - بلندتر شده است آفتاب انسانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.