خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا جلالالدین رومی است که در آن شاعر از عشق الهی و رهایی از دنیای مادی سخن میگوید. او از ارزش جان و روح در برابر جسم و دنیا میگوید و مخاطب را به سوی معنویت و عشق حقیقی دعوت میکند. همچنین، شاعر از اهمیت دوری از حرص و هواهای نفسانی و توجه به ارزشهای معنوی صحبت میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۰۷۴ - مسلم آمد یار مرا دل افروزی
مُسَلَّم آمد یارِ مرا دلْ اَفْروزی
چه عشق داد مرا فَضْلِ حَق، زِهی روزی ۱
اگر سَرَم بِرَوَد، گو بُرو، مرا سَرِ اوست
رَهیدم از کُلَه و از سَر و کُلَهْ دوزی ۲
دَهان به گوشِ من آوَرْد و گفت در گوشَم
یکی حَدیثْ بیاموزَمَت، بیاموزی ۳
چو آهویِ خُتَنی خونِ تو شود همه مُشک
اگر دَمی بِچَری تو زِ ما به خوش پوزی ۴
چو جانِ جان شُدهیی، نَنگِ جان و تَن چه کَشی؟
چو کانِ زَر شُدهیی، حَبِّهیی چه اَنْدوزی؟ ۵
به سویِ مَجْلِسِ خوبان، بِکَش حَریفان را
به خِضْر و چَشمهٔ حیوان، بِکُن قَلاووزی ۶
شرابِ لَعْل رَسیده ست، نیست انگوری
شِکَر نِثار شُد و نیست این شِکَر خوزی ۷
هوا و حِرصْ یکی آتشی است، تو بازی
بِپَر، گِزاف پَر و بال را چه میسوزی؟ ۸
خَمُش که خَلْق نَدانَند بانگ را زِ صدا
تویی که دانی پیروزه را زِ پیروزی ۹
چه عشق داد مرا فَضْلِ حَق، زِهی روزی ۱
اگر سَرَم بِرَوَد، گو بُرو، مرا سَرِ اوست
رَهیدم از کُلَه و از سَر و کُلَهْ دوزی ۲
دَهان به گوشِ من آوَرْد و گفت در گوشَم
یکی حَدیثْ بیاموزَمَت، بیاموزی ۳
چو آهویِ خُتَنی خونِ تو شود همه مُشک
اگر دَمی بِچَری تو زِ ما به خوش پوزی ۴
چو جانِ جان شُدهیی، نَنگِ جان و تَن چه کَشی؟
چو کانِ زَر شُدهیی، حَبِّهیی چه اَنْدوزی؟ ۵
به سویِ مَجْلِسِ خوبان، بِکَش حَریفان را
به خِضْر و چَشمهٔ حیوان، بِکُن قَلاووزی ۶
شرابِ لَعْل رَسیده ست، نیست انگوری
شِکَر نِثار شُد و نیست این شِکَر خوزی ۷
هوا و حِرصْ یکی آتشی است، تو بازی
بِپَر، گِزاف پَر و بال را چه میسوزی؟ ۸
خَمُش که خَلْق نَدانَند بانگ را زِ صدا
تویی که دانی پیروزه را زِ پیروزی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷۳ - بیا بیا که پشیمان شوی ازین دوری
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷۵ - بیا بیا، که تو از نادرات ایامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.