خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن از مضامین عشق، مینوشی، رهایی از تعلقات دنیوی و تسلیم در برابر عشق الهی سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد که نقاب از چهره برگیرد، فریب ظاهر را نخورد و به عشق حقیقی روی آورد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشارههایی به مینوشی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۴۷۹۰ - بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز
بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز
ز رعشه سنگ به مینای آفتاب انداز ۱
فریب حسن سبکسیر رنگ و بوی مخور
محبت گل این باغ بر گلاب انداز ۲
کمند جاذبه گوهرست بیتابی
همین تو رشته جان را به پیچ و تاب انداز ۳
میی که پشت ندارد نخوردنش اولاست
به پای خم بنشین در قدح شراب انداز ۴
مشو چو قطره شبنم گره درین گلزار
سربریدن به دامان آفتاب انداز ۵
ترا چه کار که این خاک پاک و آن شورست
به هر زمین که رسی تخم چون سحاب انداز ۶
اگر قبول نداری که بی تو چون داغیم
بیا به سینه سوزان ما کباب انداز ۷
نصیب کوزه سر بسته است باده ناب
نهفته چشم برآن چشم نیمخواب انداز ۸
جواب آن غزل است این که خواجه حافظ گفت
مرا به میکده بر در خم شراب انداز ۹
ز رعشه سنگ به مینای آفتاب انداز ۱
فریب حسن سبکسیر رنگ و بوی مخور
محبت گل این باغ بر گلاب انداز ۲
کمند جاذبه گوهرست بیتابی
همین تو رشته جان را به پیچ و تاب انداز ۳
میی که پشت ندارد نخوردنش اولاست
به پای خم بنشین در قدح شراب انداز ۴
مشو چو قطره شبنم گره درین گلزار
سربریدن به دامان آفتاب انداز ۵
ترا چه کار که این خاک پاک و آن شورست
به هر زمین که رسی تخم چون سحاب انداز ۶
اگر قبول نداری که بی تو چون داغیم
بیا به سینه سوزان ما کباب انداز ۷
نصیب کوزه سر بسته است باده ناب
نهفته چشم برآن چشم نیمخواب انداز ۸
جواب آن غزل است این که خواجه حافظ گفت
مرا به میکده بر در خم شراب انداز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۸۹ - نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
گوهر بعدی:غزل ۴۷۹۱ - چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.