خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند عشق، فریب، دشواریهای زندگی، معنویت، و دیدگاههای فلسفی میپردازد. شاعر از استعارهها و تصاویر شاعرانه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میکند، مانند چشم بیمار به عنوان نماد فریب، یا راه بیرفیق به عنوان نماد تنهایی و سختی.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند فریب و دشواریهای زندگی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند.
غزل ۴۴۷۸ - آن چشم اگر چه خود را بیمارمی نماید
آن چشم اگر چه خود را بیمارمی نماید
غافل مشو ز مکرش عیارمی نماید ۱
دزدیدن تبسم پیداست از لب او
آبی که در عقیق است ناچارمی نماید ۲
دشواریی ندارد راه فنا ولیکن
راهی که بی رفیق است دشوارمی نماید ۳
هرکس ز روزن دل در عالم است سیار
عالم به چشم مستان گلزارمی نماید ۴
در پیش پا فتاده است مستی وهوشیاری
در هرکه هرچه باشدرفتارمی نماید ۵
از ره مرو به صورت معنی طلب کن از خلق
پای به خواب رفته بیدار می نماید ۶
سیل بنای هستی است زخم گران رکابش
شمشیر اگر به ظاهرهموارمی نماید ۷
یک دانه بی شمارست از آسیای گردون
از چشم کوراشکی بسیار می نماید ۸
چین جبین دنیا با داغ زردرویی
در چشم این خسیسان دینار می نماید ۹
آن کس که در سراغش برهم زدم جهان را
صائب ز روزن دل دیدار می نماید ۱۰
غافل مشو ز مکرش عیارمی نماید ۱
دزدیدن تبسم پیداست از لب او
آبی که در عقیق است ناچارمی نماید ۲
دشواریی ندارد راه فنا ولیکن
راهی که بی رفیق است دشوارمی نماید ۳
هرکس ز روزن دل در عالم است سیار
عالم به چشم مستان گلزارمی نماید ۴
در پیش پا فتاده است مستی وهوشیاری
در هرکه هرچه باشدرفتارمی نماید ۵
از ره مرو به صورت معنی طلب کن از خلق
پای به خواب رفته بیدار می نماید ۶
سیل بنای هستی است زخم گران رکابش
شمشیر اگر به ظاهرهموارمی نماید ۷
یک دانه بی شمارست از آسیای گردون
از چشم کوراشکی بسیار می نماید ۸
چین جبین دنیا با داغ زردرویی
در چشم این خسیسان دینار می نماید ۹
آن کس که در سراغش برهم زدم جهان را
صائب ز روزن دل دیدار می نماید ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۷۷ - چون رنگ می زمینا بیرون دوید باید
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷۹ - سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.