خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مضامینی مانند ناامیدی، تنهایی، نادانی، و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از ناتوانی انسان در رسیدن به آرزوها، بیتوجهی دیگران به رنجها، و ارزش دانش و بینش واقعی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند معراج و منصور حلاج دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «غوطه به خون» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۴۳۴۹ - هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
عریان جگر خانه زنبورندارد ۱
در پله معراج رسد گوی ز چوگان
از دار محابا سر منصور ندارد ۲
نادان که کند دعوی دانش بر نادان
زشتی است که شرم از نظر کورندارد ۳
زد غوطه به خون برلب هر کس زدم انگشت
این غمکده یک خاطر مسرور ندارد ۴
از دیده بیناست غرض دیدن خوبان
پوشیده به آن چشم که منظور ندارد ۵
ز اندوختن دانه دل سیر نگردد
در حرص کمی خال تو از مور ندارد ۶
صائب سخن سبز بود زنده جاوید
فیروزه من کان نشابورندارد ۷
عریان جگر خانه زنبورندارد ۱
در پله معراج رسد گوی ز چوگان
از دار محابا سر منصور ندارد ۲
نادان که کند دعوی دانش بر نادان
زشتی است که شرم از نظر کورندارد ۳
زد غوطه به خون برلب هر کس زدم انگشت
این غمکده یک خاطر مسرور ندارد ۴
از دیده بیناست غرض دیدن خوبان
پوشیده به آن چشم که منظور ندارد ۵
ز اندوختن دانه دل سیر نگردد
در حرص کمی خال تو از مور ندارد ۶
صائب سخن سبز بود زنده جاوید
فیروزه من کان نشابورندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۴۸ - پروای خط آن غنچه مستور ندارد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۵۰ - دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.