خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، و رهایی از غم میپردازد. شاعر از زلف یار، شبهای تنهایی، و درد عشق سخن میگوید و در نهایت به آرامش و رهایی از غم اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و غم نیاز به درک عمیقتری از زندگی دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۴۲۵۱ - کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
از یاد طفل کی شب آدینه می رود ۱
دارد هنوز شرم حضور مرا نگاه
پنهان ز من به خانه آیینه می رود ۲
هر چند بر رخش در دل باز می کنند
زاهد همان به مسجد آدینه می رود ۳
عمری است تا چو نافه بریدم ازان غزال
خونم همان ز خرقه پشمینه می رود ۴
مشتاق سینه های صبورست راز عشق
گوهر نفس گسسته به گنجینه می رود ۵
نشنیده ای که می شکند سنگ سنگ را
از باده کهن غم دیرینه می رود ۶
آهم به سینه سنگ زنان می دود برون
هر جا که حرف سینه بی کینه می رود ۷
صائب شود به شبنم اگر داغ لاله محو
از باده نیز زنگ غم از سینه می رود ۸
از یاد طفل کی شب آدینه می رود ۱
دارد هنوز شرم حضور مرا نگاه
پنهان ز من به خانه آیینه می رود ۲
هر چند بر رخش در دل باز می کنند
زاهد همان به مسجد آدینه می رود ۳
عمری است تا چو نافه بریدم ازان غزال
خونم همان ز خرقه پشمینه می رود ۴
مشتاق سینه های صبورست راز عشق
گوهر نفس گسسته به گنجینه می رود ۵
نشنیده ای که می شکند سنگ سنگ را
از باده کهن غم دیرینه می رود ۶
آهم به سینه سنگ زنان می دود برون
هر جا که حرف سینه بی کینه می رود ۷
صائب شود به شبنم اگر داغ لاله محو
از باده نیز زنگ غم از سینه می رود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۵۰ - می در پیاله کن که گل و لاله می رود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۵۲ - یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.