خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند ناامیدی، بیوفایی دنیا، رنجهای عاشقانه و فلسفه زندگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند «دل آب گشت»، «شمع مرد»، و «زلف ماتمیان» به بیان احساسات عمیق و تلخ خود میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از استعارهها و واژگان بهکاررفته ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۴۰۶۵ - دل آب گشت وتربیت دانه ای نکرد
دل آب گشت وتربیت دانه ای نکرد
این شمع مرد و گریه مستانه ای نکرد ۱
هرگز چو زلف ماتمیان دست روزگار
سررشته امید مرا شانه ای نکرد ۲
سالک به تازیانه شوق از جهان گذشت
این سیل التفات به ویرانه ای نکرد ۳
با دل گذار کار زبان را که در مصاف
صد تیغ کار حمله مردانه ای است ۴
فانوس چون کفن نشود بر فروغ شمع
هرگز رعایت دل پروانه ای نکرد ۵
هرچند لاله چشم وچراغ بهار بود
عمرش وفا به خوردن پیمانه ای نکرد ۶
در موسم چنین دل نادردمندما
صائب هوای گوشه میخانه ای نکرد ۷
این شمع مرد و گریه مستانه ای نکرد ۱
هرگز چو زلف ماتمیان دست روزگار
سررشته امید مرا شانه ای نکرد ۲
سالک به تازیانه شوق از جهان گذشت
این سیل التفات به ویرانه ای نکرد ۳
با دل گذار کار زبان را که در مصاف
صد تیغ کار حمله مردانه ای است ۴
فانوس چون کفن نشود بر فروغ شمع
هرگز رعایت دل پروانه ای نکرد ۵
هرچند لاله چشم وچراغ بهار بود
عمرش وفا به خوردن پیمانه ای نکرد ۶
در موسم چنین دل نادردمندما
صائب هوای گوشه میخانه ای نکرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۶۴ - خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶۶ - هر کس ز قید تن دل روشن برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.