خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر بیانگر استقلال و بینیازی از دیگران در حل مشکلات و دردهاست. شاعر تأکید دارد که برای رفع دردها نیازی به دوا نیست و برای زمین مسجدش بوریا نمیخواهد. همچنین، او از شکستگان دلش یاد میکند و از تیغ برای برطرف کردن سیاهیها سخن میگوید. در نهایت، شاعر کار خود را به خدا میسپارد و نیازی به کمک دیگران ندارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'برآر تیغ وبکش این سیه درونان را' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
غزل ۳۹۸۶ - به درد هر که برآید دوا نمی خواهد
به درد هر که برآید دوا نمی خواهد
اگر ز پای درآید عصا نمی خواهد ۱
همیشه در دل تنگم شکستگان فرشند
زمین مسجد من بوریا نمی خواهد ۲
برآر تیغ وبکش این سیه درونان را
که خون لاله کسی از صبا نمی خواهد ۳
مرو ز مصلحت خاک راه او بیرون
زیان چشم کسی توتیا نمی خواهد ۴
گذاشتم به خدا کار خویش را صائب
سفینه ام مدد از ناخدا نمی خواهد ۵
اگر ز پای درآید عصا نمی خواهد ۱
همیشه در دل تنگم شکستگان فرشند
زمین مسجد من بوریا نمی خواهد ۲
برآر تیغ وبکش این سیه درونان را
که خون لاله کسی از صبا نمی خواهد ۳
مرو ز مصلحت خاک راه او بیرون
زیان چشم کسی توتیا نمی خواهد ۴
گذاشتم به خدا کار خویش را صائب
سفینه ام مدد از ناخدا نمی خواهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۸۵ - سواد شب دل شب زنده دار می خواهد
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸۷ - دل رمیده ما بال وپرنمی خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.