خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی و قدرت عشق و تأثیر آن بر عقل و زندگی انسان میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاه مخرب یاد میکند که میتواند عقل را به چالش بکشد و فتنهها را برانگیزد. همچنین، شاعر به شمسالدین تبریزی اشاره میکند و او را به عنوان نماد نور و جمال زمانه میستاید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۸۶ - ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهیی
ای عشق کَزْ قَدیم تو با ما یگانهیی
یک یک بگو تو راز، چو از عینِ خانهیی ۱
از بیمِ آتشِ تو زبان را بِبَستهایم
تا خود چه آتشی تو و یا چه زَبانهیی ۲
هر دَم خَرابیییست زِ تو شهرِ عقل را
بادِ چراغِ عقلی و بادهیْ مُغانهیی ۳
یا دوستِ دوستی تو و یا نیکْ دُشمنی
یا در میانِ هر دو، تو شکلِ میانهیی ۴
گویند عاقلان دَمِ عاشقْ فَسانهیی است
شبْ روز کُن چرایی اگر تو فَسانهیی؟ ۵
ای آن کِه خوبیِ تو نِشانید فِتْنهها
عشقِ تو است فِتْنه و تو خود نشانهیی ۶
ای شاهِ شاه و مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دین
نورِ زَمینیان و جَمالِ زَمانهیی ۷
یک یک بگو تو راز، چو از عینِ خانهیی ۱
از بیمِ آتشِ تو زبان را بِبَستهایم
تا خود چه آتشی تو و یا چه زَبانهیی ۲
هر دَم خَرابیییست زِ تو شهرِ عقل را
بادِ چراغِ عقلی و بادهیْ مُغانهیی ۳
یا دوستِ دوستی تو و یا نیکْ دُشمنی
یا در میانِ هر دو، تو شکلِ میانهیی ۴
گویند عاقلان دَمِ عاشقْ فَسانهیی است
شبْ روز کُن چرایی اگر تو فَسانهیی؟ ۵
ای آن کِه خوبیِ تو نِشانید فِتْنهها
عشقِ تو است فِتْنه و تو خود نشانهیی ۶
ای شاهِ شاه و مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دین
نورِ زَمینیان و جَمالِ زَمانهیی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸۵ - مه طلعتی و شهره قبایی بدیدهیی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸۷ - ای جان و ای دو دیدهٔ بینا، چگونهیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.