خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناکامی‌ها، حسرت‌ها و دوری از آرزوهاست. او از آزادی مجردان مانند مسیح سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که رسیدن به مقامات عالی بدون تلاش و زهد واقعی ممکن نیست. همچنین، شاعر به اهمیت همنشینی با دوستان و ارزش وقت گذاشتن برای آن‌ها اشاره می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی و حسرت نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۸۳۲ - به گرد گریه من ابر درفشان نرسد

به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
به آه حسرت من برق خوش عنان نرسد ۱

مجردان چو مسیح از علایق آزادند
کمند رشته مریم به آسمان نرسد ۲

مرا ز خرمن گردون چه چشمداشت بود؟
که برگ کاه به چشمم ز کهکشان نرسد ۳

به زهد خشک به معراج قرب نتوان رفت
که کس به عالم بالا به نردبان نرسد ۴

ز سطحیان مطلب غور نکته های دقیق
هما به چاشنی مغز استخوان نرسد ۵

گشایش از دم پیران بود جوانان را
به خاکبوس هدف تیر بی کمان نرسد ۶

به خواری وطن از عیش غربتم قانع
که هیچ گل به خس و خار آشیان نرسد ۷

کمند آه ستمدیدگان عنان تاب است
نمی شود به سر چاه، کاروان نرسد ۸

حضور همنفسان مغتنم شمر صائب
که لذتی به ملاقات دوستان نرسد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۳۱ - شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۳۳ - ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.