خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مضامینی همچون رهایی از وابستگیها، درد و رنج انسان، عشق، امید، و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از جدایی از خود و رسیدن به کمال سخن میگوید و از رنجهای زندگی و امید به نجات یاد میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، طبیعت، و تضادهای درونی انسان اشاره دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج، جدایی، و تضادهای درونی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۷۳۵ - ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟
ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟
به خود رسیده چه حاجت به همنشین دارد؟ ۱
ز آسیای فلک بار برده ام بیرون
مرا چگونه تواند فلک غمین دارد؟ ۲
امید هست به پروانه نجات رسد
چو شمع هرکه نفسهای آتشین دارد ۳
عجب که بر دل مجروح ما گذاری دست
که آستین تو از زلف بیش چین دارد ۴
ازان زمان که مرا بر گرفته ای از خاک
هنوز سایه من ناز بر زمین دارد ۵
به خرمنی نرسد برق فتنه را آسیب
که حصن عافیت از دست خوشه چین دارد ۶
ز نوش قسمت زنبور نیست غیر از نیش
ازین چه سود که صد خانه انگبین دارد؟ ۷
برای پاکی دامان ما بهار از گل
هزار پنجه خونین در آستین دارد ۸
به آب خضر کند تلخ زندگانی را
ز خط عقیق تو زهری که در نگین دارد ۹
ز شرم عارض او آفتاب عالمتاب
به هر طرف که رود چشم بر زمین دارد ۱۰
تمنعی که به فقر از غنا رسد این است
که شرم فقر دلش را ز غم حزین دارد ۱۱
به خوردن جگرش در لباس، دندانی است
گهر به ظاهر اگر رشته را سمین دارد ۱۲
یکی است نقش چپ و راست در نگین صائب
کجا خبر دل حیران ز کفر و دین دارد؟ ۱۳
به خود رسیده چه حاجت به همنشین دارد؟ ۱
ز آسیای فلک بار برده ام بیرون
مرا چگونه تواند فلک غمین دارد؟ ۲
امید هست به پروانه نجات رسد
چو شمع هرکه نفسهای آتشین دارد ۳
عجب که بر دل مجروح ما گذاری دست
که آستین تو از زلف بیش چین دارد ۴
ازان زمان که مرا بر گرفته ای از خاک
هنوز سایه من ناز بر زمین دارد ۵
به خرمنی نرسد برق فتنه را آسیب
که حصن عافیت از دست خوشه چین دارد ۶
ز نوش قسمت زنبور نیست غیر از نیش
ازین چه سود که صد خانه انگبین دارد؟ ۷
برای پاکی دامان ما بهار از گل
هزار پنجه خونین در آستین دارد ۸
به آب خضر کند تلخ زندگانی را
ز خط عقیق تو زهری که در نگین دارد ۹
ز شرم عارض او آفتاب عالمتاب
به هر طرف که رود چشم بر زمین دارد ۱۰
تمنعی که به فقر از غنا رسد این است
که شرم فقر دلش را ز غم حزین دارد ۱۱
به خوردن جگرش در لباس، دندانی است
گهر به ظاهر اگر رشته را سمین دارد ۱۲
یکی است نقش چپ و راست در نگین صائب
کجا خبر دل حیران ز کفر و دین دارد؟ ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳۴ - دل رمیده ما شکوه از وطن دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۳۶ - خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.