خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنج خود سخن میگوید و از معشوق خود گلایه میکند که چرا او را نادیده گرفته است. او از ضعف و بیماری خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین به صبر و احترام خود اشاره میکند و امیدوار است که معشوق به او بازگردد و دردهایش را تسکین دهد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۹۶۲ - با تو عتاب دارم، جانا چرا چنینی؟
با تو عِتاب دارم، جانا چرا چُنینی؟
رَنْجور و ناتوانم، نایی مرا بِبینی؟ ۱
دیدی که سَخت زَردَم، پِنْداشتی که مُردم
آخِر چگونه میرد، آن کِه تواَش قَرینی؟ ۲
یا سَیِّدی وَ رُوحی حُمَّتْ فَلَمْ تَعُدْنی؟
یا صِحَّتی شِفایی، لَمْ تَسْتَمِعْ حَنینی؟ ۳
بَس اِحْتِراز کردم، صَبرِ دراز کردم
امروزْ ناز کردم با اصلِ نازنینی ۴
امشب چو مَهْ بَرآیَد، داوودِ جان بِیایَد
ای رنج مومْ گَردی، گَر بُرجِ آهنینی ۵
شبْ بنده را بِپُرسَد، وَزْ بیگَهی نَترسَد
شبْ نیز مَست گَردد، بینُقل و ساتْکینی ۶
ای ناله چند ناله؟ اَفْزون تَری زِ ژاله
بر بَندهٔ کَمینه، تو نیز در کَمینی؟ ۷
رَنْجور و ناتوانم، نایی مرا بِبینی؟ ۱
دیدی که سَخت زَردَم، پِنْداشتی که مُردم
آخِر چگونه میرد، آن کِه تواَش قَرینی؟ ۲
یا سَیِّدی وَ رُوحی حُمَّتْ فَلَمْ تَعُدْنی؟
یا صِحَّتی شِفایی، لَمْ تَسْتَمِعْ حَنینی؟ ۳
بَس اِحْتِراز کردم، صَبرِ دراز کردم
امروزْ ناز کردم با اصلِ نازنینی ۴
امشب چو مَهْ بَرآیَد، داوودِ جان بِیایَد
ای رنج مومْ گَردی، گَر بُرجِ آهنینی ۵
شبْ بنده را بِپُرسَد، وَزْ بیگَهی نَترسَد
شبْ نیز مَست گَردد، بینُقل و ساتْکینی ۶
ای ناله چند ناله؟ اَفْزون تَری زِ ژاله
بر بَندهٔ کَمینه، تو نیز در کَمینی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۶۱ - در رنگ یار بنگر، تا رنگ زندگانی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۶۳ - میزن سه تا که یکتا گشتم، مکن دوتایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.