خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، دلسوزی، و ناپایداری دنیاست. شاعر از بیوفایی و بیتوجهی دیگران شکایت دارد و به مفاهیمی مانند اسارت، دشمنی، و گذر زمان اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند ناپایداری روابط و دشمنی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد.
غزل ۳۶۲۴ - سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
شعله طور ز دلسوزی خس می آید ۱
ناکسی بین که سر از صحبت من می پیچد
سر زلفی که به دست همه کس می آید ۲
ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند
هیچ یادت ز اسیران قفس می آید؟ ۳
روی گردان نشود صافدل از دشمن خویش
آخر آیینه به بالین نفس می آید ۴
صائب از گردش چرخ است فغان دل ما
می رود محمل و آواز جرس می آید ۵
شعله طور ز دلسوزی خس می آید ۱
ناکسی بین که سر از صحبت من می پیچد
سر زلفی که به دست همه کس می آید ۲
ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند
هیچ یادت ز اسیران قفس می آید؟ ۳
روی گردان نشود صافدل از دشمن خویش
آخر آیینه به بالین نفس می آید ۴
صائب از گردش چرخ است فغان دل ما
می رود محمل و آواز جرس می آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۲۳ - به کف شعله اگر نقد شرر می آید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۲۵ - چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.