خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی به مفاهیم عمیقی مانند شهادت، شجاعت، عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، و اهمیت ادب و تواضع می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند دریا، تیغ، حباب، و شبنم، پیام‌های اخلاقی و عرفانی را منتقل می‌کند. او تأکید می‌کند که تنها با رها کردن تعلقات می‌توان به آزادی رسید و عشق واقعی را درک کرد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان شکل می‌گیرد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۸۰ - شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد

شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد
تر نشد هر که دلیرانه بر این دریا زد ۱

هرکسی حاجت خود را به دری عرض نمود
دست دریوزه ما بر در استغنا زد ۲

به ادب باش که سر در قدم تیغ افشاند
چون حباب آن که درین بحر دم بیجا زد ۳

گر خس و خار تعلق نبود دامنگیر
می توان خیمه چو شبنم به چمن هرجا زد ۴

آب روشن که صفا در قدمش می غلطید
دید تا روی ترا آینه بر خارا زد ۵

هر که بر سینه ارباب دعا دست گذاشت
خبر از خویش ندارد که به دولت پا زد ۶

صائب از وادی در یوزه دلها مگذر
که پریشان نشد آن کس که در دلها زد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۷۹ - تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸۱ - قدم از صدق درین مرحله می باید زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.