خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از اهمیت بیداری و تلاش در شب سخن میگوید. شاعر با استفاده از تمثیلها و اشارههای تاریخی و مذهبی، مانند شمع، عیسی، یوسف و دیگران، بر این نکته تأکید میکند که بیداری و تلاش در شب میتواند به موفقیت و سعادت منجر شود. همچنین، هشدار میدهد که در میان دشمنان یا کسانی که قصد آسیب دارند، باید با احتیاط رفتار کرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و تمثیلهای تاریخی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، پیامهای اخلاقی و هشدارهای موجود در متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۲۹۳۲ - چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی؟
چه باشد ای برادر یک شب اگر نَخُسپی؟
چون شمعِ زنده باشی، هَمچون شَرَر نَخُسپی ۱
دَرهایِ آسْمان را، شب سَخت میگُشایَد
نیک اَخْتَریت باشد، گَر چون قَمَر نَخُسپی ۲
گَر مَردِ آسْمانی، مُشتاقِ آن جهانی
زیرِ فَلَک نَمانی، جُز بر زَبَر نَخُسپی ۳
چون لشکرِ حَبَشْ شب، بر روم حَمله آرَد
باید که هَمچو قیصر، در کَرّ و فَر نَخُسپی ۴
عیسیِّ روزگاری، سَیّاح باش در شب
در آب و در گِل ای جان تا هَمچو خَر نَخُسپی ۵
شب رو، که راهها را در شب توان بُریدن
گَر شهر یار خواهی، اَنْدَر سَفَر نَخُسپی ۶
در سایهٔ خدایی، خُسپَند نیک بَختان
زِنهار ای برادر جایِ دِگَر نَخُسپی ۷
چون از پدر جُدا شُد یوسُف، نه مُبْتَلا شُد؟
تو یوسُفی، هَلا تا جُز با پدر نَخُسپی ۸
زیرا برادرانَت دارند قَصدِ جانَت
هان تا میانِ ایشان، جُز با حَذَر نَخُسپی ۹
تبریزِ شَمسِ دین را جُز رَه رُوی نیابد
گَر تو زِ رَه رُوانی، بر رَهْ گُذَر نَخُسپی ۱۰
چون شمعِ زنده باشی، هَمچون شَرَر نَخُسپی ۱
دَرهایِ آسْمان را، شب سَخت میگُشایَد
نیک اَخْتَریت باشد، گَر چون قَمَر نَخُسپی ۲
گَر مَردِ آسْمانی، مُشتاقِ آن جهانی
زیرِ فَلَک نَمانی، جُز بر زَبَر نَخُسپی ۳
چون لشکرِ حَبَشْ شب، بر روم حَمله آرَد
باید که هَمچو قیصر، در کَرّ و فَر نَخُسپی ۴
عیسیِّ روزگاری، سَیّاح باش در شب
در آب و در گِل ای جان تا هَمچو خَر نَخُسپی ۵
شب رو، که راهها را در شب توان بُریدن
گَر شهر یار خواهی، اَنْدَر سَفَر نَخُسپی ۶
در سایهٔ خدایی، خُسپَند نیک بَختان
زِنهار ای برادر جایِ دِگَر نَخُسپی ۷
چون از پدر جُدا شُد یوسُف، نه مُبْتَلا شُد؟
تو یوسُفی، هَلا تا جُز با پدر نَخُسپی ۸
زیرا برادرانَت دارند قَصدِ جانَت
هان تا میانِ ایشان، جُز با حَذَر نَخُسپی ۹
تبریزِ شَمسِ دین را جُز رَه رُوی نیابد
گَر تو زِ رَه رُوانی، بر رَهْ گُذَر نَخُسپی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳۱ - از دلبر نهانی، گر بوی جان بیابی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳۳ - ای آنک امام عشقی، تکبیر کن که مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.