خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن از سرگردانی و فراموشی انسان نسبت به جایگاه روحانی و الهی خود سخن میگوید و از فروختن جان به خاک و دنیای مادی انتقاد میکند. همچنین، اشاره میکند که انسان از جایگاه بلند روحانی خود غافل شده و در دنیای مادی سرگردان است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، انتقادهای اجتماعی مطرح شده در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۹۲۷ - ز کجا آمدهیی، میدانی؟
زِ کجا آمدهیی، میدانی؟
زِ میانِ حَرَم سُبحانی ۱
یاد کُن، هیچ به یادت آید
آن مَقاماتِ خوشِ روحانی؟ ۲
پس فراموش شُدَسْتَت آنها
لاجَرَم خیره و سَرگردانی ۳
جانْ فُروشی به یکی مُشتی خاک
این چه بَیع است بدین اَرْزانی؟ ۴
بازدِهْ خاک و بِدان قیمتِ خود
نی غُلامی، مَلِکی، سُلطانی ۵
جِهَتِ تو زِ فَلَک آمدهاند
خوب رویانِ خوشِ پنهانی ۶
زِ میانِ حَرَم سُبحانی ۱
یاد کُن، هیچ به یادت آید
آن مَقاماتِ خوشِ روحانی؟ ۲
پس فراموش شُدَسْتَت آنها
لاجَرَم خیره و سَرگردانی ۳
جانْ فُروشی به یکی مُشتی خاک
این چه بَیع است بدین اَرْزانی؟ ۴
بازدِهْ خاک و بِدان قیمتِ خود
نی غُلامی، مَلِکی، سُلطانی ۵
جِهَتِ تو زِ فَلَک آمدهاند
خوب رویانِ خوشِ پنهانی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲۶ - گر در آب و گر در آتش میروی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲۸ - آنچه در سینه نهان میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.