خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، مفاهیمی مانند حیا، شرم، غم، شادی و ندامت را بیان می‌کند. شعر با توصیف طبیعت (مثل غنچه، گل، صبح) و عناصر دیگر (مثل خورشید، زندان) احساسات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و واژگان به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد

غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
گل بی شرم بود آن که پریشان خندد ۱

شد چراغ ره تاریک عدم خنده برق
کس درین غمکده دیگر به چه عنوان خندد؟ ۲

داغ خورشید گذارند به لخت جگرش
هر که چون صبح درین بزم، پریشان خندد ۳

صبح را شرم شکر خند تو زندانی کرد
غنچه گل به کدامین لب و دندان خندد؟ ۴

از ندامت همه دانند که گل خواهد چید
بر رخ تیغ اگر زخم نمایان خندد ۵

نشود زخم زبان خار ره گرمروان
ریگ بر کشمکش خار مغیلان خندد ۶

دل آگاه درین غمکده خرم نشود
یوسف آن نیست که در گوشه زندان خندد ۷

همه تن شانه شمشاد ازان دندان است
که به طول امل زلف پریشان خندد ۸

مایه عشرت صائب دل آگاه بود
دهن صبح ز خورشید درخشان خندد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۸۷ - کوه در بادیه شوق کمر می بندد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸۹ - دل سنگین ترا هر که به انصاف آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.