خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت کنترل هوسها، ارزشمندی اسرار حقیقت، و ناتوانی در تسلیم شدن به امیال بیثمر تأکید دارد. شاعر از نمادهایی مانند یوسف و زلیخا، عقل و خرابات، و ساقی و میکده استفاده میکند تا مفاهیم عمیق عشق، عقلانیت، و تقدیر را بیان کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۴۳ - عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد
عشق تا هست عنان را به هوس نتوان داد
چون قلم نبض به دست همه کس نتوان داد ۱
ناله ای کز سر در دست شنیدن دارد
دل به بیهوده درایان جرس نتوان داد ۲
نیست هر گوش به اسرار حقیقت لایق
طوق زرین به سگ هرزه مرس نتوان داد ۳
از دم باد صبا غنچه پریشان گردید
دل به افسانه هر سرد نفس نتوان داد ۴
چه کند یوسف اگر تن ندهد در زندان؟
تن به آغوش زلیخای هوس نتوان داد ۵
عقل از دایره بیخبران بیرون است
به خرابات مغان راه عسس نتوان داد ۶
ساقی میکده قسمت حق مختارست
جام اگر صاف و اگر درد به پس نتوان داد ۷
تا توان فکر گلوسوز شنیدن صائب
هوش خود را به شکر همچو مگس نتوان داد ۸
چون قلم نبض به دست همه کس نتوان داد ۱
ناله ای کز سر در دست شنیدن دارد
دل به بیهوده درایان جرس نتوان داد ۲
نیست هر گوش به اسرار حقیقت لایق
طوق زرین به سگ هرزه مرس نتوان داد ۳
از دم باد صبا غنچه پریشان گردید
دل به افسانه هر سرد نفس نتوان داد ۴
چه کند یوسف اگر تن ندهد در زندان؟
تن به آغوش زلیخای هوس نتوان داد ۵
عقل از دایره بیخبران بیرون است
به خرابات مغان راه عسس نتوان داد ۶
ساقی میکده قسمت حق مختارست
جام اگر صاف و اگر درد به پس نتوان داد ۷
تا توان فکر گلوسوز شنیدن صائب
هوش خود را به شکر همچو مگس نتوان داد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴۲ - هرکه را چشم بر آن طاق دو ابرو افتاد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴۴ - آن که از عمر سبکسیر وفا می طلبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.