شاعر در این شعر از عشق و وفاداری یار خود سخن میگوید و از تأثیرات مثبت حضور او بر زندگی خود مینویسد. او از خندههای یارش، زیبایی بهار، و شادابی طبیعت به عنوان نمادهایی از شادی و آرامش در زندگی خود یاد میکند. شاعر همچنین از عشق عمیق خود به یارش میگوید و بیان میکند که حتی یک لحظه صبر در برابر این عشق برایش دشوار است.
این شعر به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه، همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زیباییهای طبیعت، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ احساسی دارد که معمولاً در سنین پایینتر کمتر دیده میشود.
غزل ۲۹۰۸ - باوفاتر گشت یارم اندکی
خوش بَرآمَد دی نِگارَم اندکی ۱
دی بِخَندید آن بهارِ نیکُوان
گشت خندانْ روزگارم اندکی ۲
خوش بَرآمَد آن گُلِ صدبَرگِ من
سَبزتَر شُد سَبزه زارم اندکی ۳
صُبح دَم آن صُبحِ من زد یک نَفْس
زان نَفَس من بَرقَرارم اندکی ۴
ابرِ منْ دی بر لبِ دریا نِشَست
خاک شو تا بر تو بارم اندکی ۵
خوش بِبارَم، خاک را گُلها دَهَم
باش کَنْدَر دستِ خارم اندکی ۶
مُهلَتَم دِهْ خوش به خوش از سَر مَرو
صَبر کُن تا سَر بِخارم اندکی ۷
نی، غَلَط گفتم، که اَنْدَرعشقِ او
کافرم، گَر صَبر دارم اندکی ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.