خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از فروغ فرخزاد، زیبایی و ظرافت عشق را با تصاویر طبیعی مانند گل و گلزار مقایسه میکند. شاعر از عشق، پاکی، و تلاش برای رسیدن به کمال سخن میگوید و مفاهیمی مانند عرفان، ایمان، و تلاش انسان را در قالب شعر بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۰۶۴ - فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
درین گلزار آخر یک گل بیخار پیدا شد ۱
ز چشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد
که از هر حلقهاش انگشتر زنهار پیدا شد ۲
سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری
به خواب ناز رو چون دولت بیدار پیدا شد ۳
محک از کارهای سخت باشد شیرمردان را
به مردم جوهر فرهاد در کهسار پیدا شد ۴
مسلمان میشمردم خویش را، چون شد دلم روشن
ز زیر خرقهام چون شمع صد زنار پیدا شد ۵
مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد! ۶
درین گلزار آخر یک گل بیخار پیدا شد ۱
ز چشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد
که از هر حلقهاش انگشتر زنهار پیدا شد ۲
سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری
به خواب ناز رو چون دولت بیدار پیدا شد ۳
محک از کارهای سخت باشد شیرمردان را
به مردم جوهر فرهاد در کهسار پیدا شد ۴
مسلمان میشمردم خویش را، چون شد دلم روشن
ز زیر خرقهام چون شمع صد زنار پیدا شد ۵
مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب کاری برای مردم بیکار پیدا شد! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۶۳ - زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶۵ - زروی لاله رنگت آب رونق از چمنها شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.