خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر از مولانا جلال‌الدین بلخی است که در آن شاعر از عشق الهی و رابطه‌ی انسان با خدا سخن می‌گوید. او از خداوند می‌خواهد که چراغ زندگی‌اش را روشن نگه دارد و از دشمنی‌ها و مشکلات دورش کند. شاعر همچنین از زیبایی‌های جهان و نقش خدا در آفرینش آن تقدیر می‌کند و از عشق بازی‌های الهی با بندگانش یاد می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۹۹ - بار دیگر عزم رفتن کرده‌یی

بارِ دیگر عَزمِ رفتن کرده‌یی
بارِ دیگر دلْ چو آهن کرده‌یی ۱

نی، چراغِ عِشرتِ ما را مَکُش
در چراغِ ما تو روغَن کرده‌یی ۲

اَللَّهْ اَللَّهْ کین جهان از رویِ خود
پُر گُل و نسرین و سوسَن کرده‌یی ۳

اَللَّهْ اَللَّهْ تا نگوید دشمنی
دوستیّ و کارِ دشمن کرده‌یی ۴

اَللَّهْ اَللَّهْ بندگان را جَمع دار
ای کِه عالَم را تو روشن کرده‌یی ۵

بارِ دیگر تو به یک سو می‌نَهی
عشق بازی‌ها که با من کرده‌یی ۶

اَللَّهْ اَللَّهْ کَزْ نِثارِ آستین
نَفْسِ بَد را پاک دامَن کرده‌یی ۷

کانِ زَرکوبان صَلاحُ الدّین که تو
هَمچو مَهْ از سیمْ خَرمَن کرده‌یی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۹۸ - هر دم ای دل سوی جانان می‌روی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰۰ - بوی مشکی در جهان افکنده‌یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.