این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از دل خود سخن میگوید که به سوی معشوق (جانان) حرکت میکند و در این مسیر از دیدگان پنهان میشود. شاعر از حرکت دل به سوی عشق و زیبایی صحبت میکند و از پنهان بودن این حرکت از دید دیگران یاد میکند. همچنین، شاعر از حرکت دل به سوی عشق و زیبایی و پنهان بودن این حرکت از دید دیگران سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شعری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۸۹۸ - هر دم ای دل سوی جانان میروی
وَزْ نَظَرها سَختْ پنهان میرَوی ۱
جامهها را چاک کردی هَمچو ماه
در پِیِ خورشیدِ رَخشان میرَوی ۲
ای نِشَسته با حَریفانْ بر زمین
وَزْ درونْ بر هفت کیوان میرَوی ۳
پیشِ مهمانان به صورتْ حاضری
سویِ صورت گَر به مِهْمان میرَوی ۴
چون قَلَم بر دستِ آن نَقّاشِ چُست
در میانِ نَقْشِ انسان میرَوی ۵
هَمچو آبی میرَوی در زیرِ کاه
آبِ حیوانی، به بُستان میرَوی ۶
در جهان غمگین نَمانْدی گَر تو را
چَشمْ دیدی چون خُرامان میرَوی ۷
ای دَریغا، خَلْق دیدی مَر تو را
چون نَهان از جُمله خَلْقان میرَوی ۸
حالِ ما بِنْگَر، بِبَر پیغامِ ما
چون به پیشِ تَختِ سُلطان میرَوی ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.