خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن یک دانشمند یا فرد دانا از عشق و غم سخن میگوید. او از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر خود میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و لطف معشوق او را از مسیر عادی زندگی خارج کرده و به سمت مدرسه عشق کشانده است. او از رنجها و شیفتگیهای خود در این مسیر سخن میگوید و از معشوق طلب رحمت و بخشش میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۲۸۶۹ - هست اندر غم تو، دلشده دانشمندی
هست اَنْدَر غَمِ تو، دِلْشُده دانشمندی
هَمچو نُقرهست در آتشکَده دانشمندی ۱
بر امیدِ کَرَم و رَحْمَتِ بَخشایشِ تو
از رَهِ دور به سَر آمده دانشمندی ۲
هست زُاوباشِ خیالاتِ تو اَنْدَر رَهِ عشق
خسته و شیفته و رَهْ زده دانشمندی ۳
چه زیان دارد خوبیِّ تو را، دوست اگر
قوت یابَد زِ چُنین مایده دانشمندی؟ ۴
با چُنین جامِ جُنونی که تو گَردان کردی
کِی بِمانَد به سَرِ قاعده دانشمندی؟ ۵
کِه روا دارد انصاف و جُوامَردیِ تو
که به غَمْ کُشته شود بیهُده دانشمندی؟ ۶
کِه رَوا دارد خورشیدِ حَقِ گرمی بَخش
که فَسُرده شود از مُجْمِده دانشمندی؟ ۷
جانِبِ مدرسهٔ عشقْ کَشیدش لَطَفَت
تا زِ دَرسِ تو بَرَد فایده دانشمندی ۸
نَحْسِ تَربیعِ عَناصِر بِگِرفتَش، رَحْمی
تا مُنَوَّر شود از مَنْقَده دانشمندی ۹
بس سُخَن دارد وَزْ بیمِ مَلالِ دلِ تو
لب بِبَستهست دَرین مَعْبَده دانشمندی ۱۰
هَمچو نُقرهست در آتشکَده دانشمندی ۱
بر امیدِ کَرَم و رَحْمَتِ بَخشایشِ تو
از رَهِ دور به سَر آمده دانشمندی ۲
هست زُاوباشِ خیالاتِ تو اَنْدَر رَهِ عشق
خسته و شیفته و رَهْ زده دانشمندی ۳
چه زیان دارد خوبیِّ تو را، دوست اگر
قوت یابَد زِ چُنین مایده دانشمندی؟ ۴
با چُنین جامِ جُنونی که تو گَردان کردی
کِی بِمانَد به سَرِ قاعده دانشمندی؟ ۵
کِه روا دارد انصاف و جُوامَردیِ تو
که به غَمْ کُشته شود بیهُده دانشمندی؟ ۶
کِه رَوا دارد خورشیدِ حَقِ گرمی بَخش
که فَسُرده شود از مُجْمِده دانشمندی؟ ۷
جانِبِ مدرسهٔ عشقْ کَشیدش لَطَفَت
تا زِ دَرسِ تو بَرَد فایده دانشمندی ۸
نَحْسِ تَربیعِ عَناصِر بِگِرفتَش، رَحْمی
تا مُنَوَّر شود از مَنْقَده دانشمندی ۹
بس سُخَن دارد وَزْ بیمِ مَلالِ دلِ تو
لب بِبَستهست دَرین مَعْبَده دانشمندی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶۸ - در دلت چیست عجب که چو شکر میخندی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷۰ - ای دریغا، در این خانه دمی بگشودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.