خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند شب، صحرا، گلستان و بلبل برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده میکند. شاعر از عشق، جنون، وحدت و پاکسازی نفس سخن میگوید و با تصاویر شاعرانه، مفاهیم عمیق را انتقال میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۲۴ - شب که دامان سر زلف توام در چنگ بود
شب که دامان سر زلف توام در چنگ بود
دامن صحرای محشر بر جنونم تنگ بود ۱
در گلستانی که شبنم قفل بیرون درست
بلبل گستاخ ما پهلونشین رنگ بود ۲
عالمی را دشمن جان کرد با من نامه اش
امن بودم تا جواب نامه من جنگ بود ۳
در بهارستان وحدت سبزه بیگانه نیست
دست بر هر تار این قانون زدم آهنگ بود ۴
تا غبار خودپرستی شستم از لوح بصر
رو به هر وادی که کردم خضر پیشاهنگ بود ۵
دامن صحرای محشر بر جنونم تنگ بود ۱
در گلستانی که شبنم قفل بیرون درست
بلبل گستاخ ما پهلونشین رنگ بود ۲
عالمی را دشمن جان کرد با من نامه اش
امن بودم تا جواب نامه من جنگ بود ۳
در بهارستان وحدت سبزه بیگانه نیست
دست بر هر تار این قانون زدم آهنگ بود ۴
تا غبار خودپرستی شستم از لوح بصر
رو به هر وادی که کردم خضر پیشاهنگ بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲۳ - دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲۵ - تا عنان اختیار ناقصم در چنگ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.